تبليغاتX
هر چی دلت بخاد این تو پیدا میشه

هر چی دلت بخاد این تو پیدا میشه

 
 
می دانید که حرکات ، طرز برخورد ،سخن گفتن ،نگاه کردن ،راه رفتن ،نشستن،
خوابیدن و... می توانند برملا کننده رازشخصیت شما باشند.برای ماخیلی پیش
آمده است که ازنگاه کردن یا حرکات بدنی بعضی افراد، به راحتی پیامی
راکه می خواستند، به ما منتقل کنند، متوجه شده ایم .این در حقیقت همان
languge body یا زبان بدن افراد است که از نظر علمی به اثبات رسیده
است و صرفه نظرازجنس ،سن وملیت ،درهمه افراد به صورت غریزی وجود
دارد .زبانی که هیچ نیازی به کلام ندارد وبه تنهایی می تواند گویای پیام
خودباشد .

دست دادن یک عادت اجتماعی است که درتعاملات وروابط اجتماعی ،به صورت
امری ضروری درآمده است .اما درهمین دست دادن رازهایی ازشخصیت نهفته است
که یک روانشناس معروف به نام « یان اولت روم » قادر به کشف آن شده
است .وی به دنبال تحقیقات طولانی ،به این نتیجه رسیده است ک انسان ها به
هفده شکل باهم دست می دهند . که هرکدام بیانگر روحیه ، حالات وشخصیت کسی
است که دست می دهد .که مادراینجا به تعدادی ازآنها اشاره می کنیم :

فردی که هنگام دست دادن ، دست شما را دردو دستش جای می دهد :

کسی که چنین کاری می کند ، حاضربه کمک رساندن به افرادی است که نیازمند
کمک هستند . اودوست دارد با افراد ارتباط نزدیک برقرار کند. خیلی سریع
باافرادی که به تازگی با آنان آشنا شده رابطه دوستی برقرار می کند
واحتیاج به جلب محبت ،دوستی وغمخواری دیگران دارد.

فردی که درموقع دست دادن ازشما فاصله می گیرد:

چنین شخصی به تنهایی بیشتر علاقه دارد وانزوا طلب است . دوست ندارد به
کسی نزدیک شود ویا رابطه عاطفی برقرار کند. بیشتر ترجیح می دهد مراقب
کارهای خود باشد وبه کاردیگران دخالتی نکند.

فردی که هنگام دست دادن کمترازحد معمول ، دست شما رامی فشارد :

این شخص معمولا احساسات خود را پنهان می کند ودوست دارد تنها باشد معمولا
عصبانیت خود را پنهان می کند قدرت نشان دادن نارضایتی خود را ندارد
احتیاج به رابطه عاطفی با کسی ندارد ،اما اگرکسی ازاویاری بطلبد با
کمال میل به کمک می شتابد .

فردی که هنگام دست دادن ، بیشتر ازحد معمول دست شما را می فشارد :

چنین شخصی دارای توانایی های رهبری است وبه راحتی رهبری جمعی را به عهده
می گیرد. درمیان جمع، سعی درنشان دادن شخصیت وتوانایی خود دارد وتلاش می
کند نظردیگران را به این مساله جلب کند.

فردی که به هنگام دست دادن شما را به طرف خود می کشد :

چنین شخصی دوست دارد به همه کمک کند .دوستان زیادی دراطراف خود
دارد .خیلی به سرعت باب دوستی ر ابا دیگران باز می کند ،ودرمیان جمع
همیشه مورد توجه است چنین شخصی البته به کمک دیگران هم احتیاج دارد.

فردی که تنها با انگشتان خود دست می دهد :

چنین شخصی علاقه ای به دمخور شدن با کسی را ندارد .می خواهد همیشه درعالم
خود تنها باشد. نه باکسی کاری دارد ونه می خواهد کسی با اوکاری داشته
باشد.

فردی که هنگام دست دادن شما را به عقب هل می دهد :

چنین فردی تنهایی را ترجیح می دهد. دوست دارد درتنهایی خویش باشد وکسی
باوی کاری نداشته باشد. چنین شخصی به راحتی می تواند رهبری گروهی را به
عهده بگیرد،اما تمام کارها را به شیوه موردعلاقه خودانجام می دهد.

فردی که به هنگام دست دادن ،دست شما رابیشتر ازحد معمول نگه می دارد :

چنین شخصی خیلی علاقه به دوست پیداکردن دارد .دوست دارد که دیگران به
اوتوجه داشته باشند وبه اوکمک کنند.

فردی که به هنگام دست دادن چند باردست شما را بالا وپایین می برد:

اوفردی است که به سرعت رابطه دوستانه با دیگران برقرار می کند سعی می
کند درجمع نقطه مرکزی باشد ،به همین دلیل با میل ، رهبری جمع را به عهده
می گیرد .چنین شخصی ازخود انتظار زیاد داشته وسعی می کند زندگی خوب
ومرفهی داشته باشد.

فردی که فقط دست شما را لمس می کند و خیلی زود دست خود را پس می کشد :

این شخص خیلی محتاط است وکسی را زود به درون دل خود را نمی دهد. دوست
دارد درعالم خود باشد واحتیاج خاصی به ایجاد رابطه با دیگران ندارد آثار
احساس گناه و عذاب وجدان ، دراین شخص بسیار قوی است .

فردی که دست خود را خوب وکامل در دست شما قرار می دهد :

این شخص خیلی مهربان ،دلجو ویاری کننده است ودوست دارد که دیگران هم با
او همین طوررفتار کنند. دوست ندارد به کسی محتاج باشد وازخود انتظارات
زیادی دارد . این شخص درزندگی ،روش خویش را درپیش می گیرد.

فردی که درهنگام دست دادن به اطراف نگاه می کند :

اودلش نمی خواهد خودش رابه کسی تحمیل کند یا به کسی وابسته شود. به همین
دلیل تنهایی را ترجیح می دهد. این شخص احساس کمبود کرده ودرزندگی، با
راه وروشی که خود دوست دارد، پیش می رود.

فردی که خیلی نزدیک می ایستد ودست می دهد :

اودوست دارد که یک دوستی پایدار همراه با وابستگی ایجاد کند. این شخص
علاقه مند به داشتن روابط شخصی واحساسی با دیگران است واین رابطه راخیلی
زود دربین افراد وخودش ایجاد می کند.

فردی که به هنگام دست دادن به دست ها نگاه می کند.

این شخص می خواهد تنها باشد وازجمعیت خوشش نمی آید. اودوست ندارد به کسی
نزدیک شود.معمولا احساسات خود را پنهان می کند وهمیشه احساس کمبود وعذاب
وجدان دارد.

فردی که ازطرف بالا دست خود را به طرف شما می آورد :

اواحساس رهبری دارد ولیاقت آن را نیز دارد؛ به همین دلیل اطرافیان ومحیط
دراوخیلی تاثیر می گذارند وتحریکش می کنند که همیشه برای کارهایش ایده
جدید پیدا کند.

فردی که هنگام دست دادن ،دست خود را ازطرف شما به سوی شما می آورد :

اوکسی است که علاقه به گفتن وبازگو کردن نظرات خود ندارد .اگربه
اومسوولیت داده شود ، به نحوی انجام می دهد که ازاوتقاضا شده وبه صورت
خود کارنمی تواند کاری را ازخود انجام دهد .

فردی که به هنگام دست دادن به چشم های شما نگاه می کند :

او دوست دارد به دیگران نزدیک شود؛ ولی وابسته نشود. از او زیاد
انتظار دارند، اومی تواند یک رهبر باشد وزندگی خوبی درست کند.

شما چطور ! شما چگونه دست می دهید ؟ آیا تا به حال به این موضوعات دقت
کرده بودید ؟ پس ازاین بادقت بیشتر به همه چیز نگاه کنید وسعی کنید شما
این بار کشف کننده رازی ازشخصیت پیچیده انسان باشید.


+نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت11:17توسط پریا | |


خلقت زن

 

از هنگامي که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز مي گذشت.
فرشته اي ظاهر شد و عرض کرد : « چرا اين همه وقت صرف اين يکي مي
فرماييد ؟ »
خداوند پاسخ داد : « دستور کار او را ديده اي ؟ »
او بايد کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستيکي نباشد.
بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگي قابل جايگزيني باشند.
بايد بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذاي شب مانده کار کند.
بايد دامني داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتي از
جايش بلند شد ناپديد شود.
بوسه اي داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوي خراشيده گرفته تا
قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.
فرشته از شنيدن اين همه مبهوت شد.
گفت : « شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟ »
خداوند پاسخ داد : « فقط دست ها نيستند. مادرها بايد سه جفت چشم هم
داشته باشند.
تازه به اين ترتيب، اين مي شود يک الگوي متعارف براي آنها. »
خداوند سري تکان داد و فرمود : بله.
يک جفت براي وقتي که از بچه هايش مي پرسد که چه کار مي کنيد،
از پشت در بسته هم بتواند ببيندشان.
يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همين جا روي صورتش است که وقتي به بچه خطاکارش نگاه کند،
بتواند بدون کلام به او بگويد او را مي فهمد و دوستش دارد.
فرشته سعي کرد جلوي خدا را بگيرد.
« اين همه کار براي يک روز خيلي زياد است. باشد فردا تمامش بفرماييد » .
خداوند فرمود : نمي شود !!
چيزي نمانده تا کار خلق اين مخلوقي را که اين همه به من نزديک است،
تمام کنم.
از اين پس مي تواند هنگام بيماري، خودش را درمان کند، يک خانواده را با
يک قرص نان سير کند
و يک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگيرد.
فرشته نزديک شد و به زن دست زد.
« اما اي خداوند، او را خيلي نرم آفريدي » .
« بله نرم است، اما او را سخت هم آفريده ام. تصورش را هم نمي تواني
بکني که تا چه حد مي تواند تحمل کند و زحمت بکشد . »
فرشته پرسيد : « فکر هم مي تواند بکند ؟ »
خداوند پاسخ داد : « نه تنها فکر مي کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم
دارد . »
آن گاه فرشته متوجه چيزي شد و به گونه زن دست زد.
« اي واي، مثل اينکه اين نمونه نشتي دارد. به شما گفتم که در اين يکي
زيادي مواد مصرف کرده ايد. »
خداوند مخالفت کرد : «آن که نشتي نيست، اشک است. »
فرشته پرسيد : « اشک ديگر چيست ؟ »
خداوند گفت : «اشک وسيله اي است براي ابراز شادي، اندوه، درد، نا
اميدي، تنهايي، سوگ و غرورش. »
فرشته متاثر شد.
شما نابغه ايداي خداوند، شما فکر همه چيز را کرده ايد، چون زن ها
واقعا" حيرت انگيزند.
زن ها قدرتي دارند که مردان را متحير مي کند.
همواره بچه ها را به دندان مي کشند.
سختي ها را بهتر تحمل مي کنند.
بار زندگي را به دوش مي کشند،
ولي شادي، عشق و لذت به فضاي خانه مي پراکنند.
وقتي مي خواهند جيغ بزنند، با لبخند مي زنند.
وقتي مي خواهند گريه کنند، آواز مي خوانند.
وقتي خوشحالند گريه مي کنند.
و وقتي عصباني اند مي خندند.
براي آنچه باور دارند مي جنگند.
در مقابل بي عدالتي مي ايستند.
وقتي مطمئن اند راه حل ديگري وجود دارد، « نه » نمي پذيرند.
بدون کفش نو سر مي کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند.
براي همراهي يک دوست مضطرب، با او به دکتر مي روند.
بدون قيد و شرط دوست مي دارند.
وقتي بچه هايشان به موفقيتي دست پيدا مي کنند گريه مي کنند و وقتي
دوستانشان پاداش مي گيرند، مي خندند.
در مرگ يک دوست، دل شان مي شکند.
در از دست دادن يکي از اعضاي خانواده اندوهگين مي شوند،
با اين حال وقتي مي بينند همه از پا افتاده اند، قوي، پابرجا مي مانند.
آنها مي رانند، مي پرند، راه مي روند، مي دوند و براي شما ايميل مي
فرستند
که نشان تان بدهند چه قدر براي شان مهم هستيد.
قلب زن است که جهان را به چرخش در مي آورد.
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلي موجودند.
مي دانند که بغل کردن و بوسيدن مي تواند هر دل شکسته اي را التيام بخشد.
کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است،
آنها شادي و اميد به ارمغان مي آورند. آنها شفقت و فکر نو مي بخشند.
زن ها چيزهاي زيادي براي گفتن و براي بخشيدن دارند.


+نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت10:17توسط پریا | |

 

 

نوروز در ايران

در فرهنگ و سنن هر قوم و ملتي، روزهايي وجود دارد كه ريشه تاريخي وفرهنگي
داشته و جلوه اي از باورهايي است كه حتي تا مقدسات ديني و مذهبي آنها پيش
رفته و هويت فرهنگي و تاريخي آن جامعه را به نمايش گذاشته است.



يكي از اين روزها مربوط به سال نو خورشيدي مي باشد كه يكي از شايعترين
آيين هاي جهاني است و كمتر تمدني را خواهيم يافت تا از آن تهي باشد، هر
قومي بر اساس تاريخ و فرهنگ و مذهب خود آغاز سال نو را در قالب برپايي
مراسم و جشن هاي ملي ومذهبي پاس مي دارد.



عيدنوروز و جشن هاي سال نوري ما ايرانيان با برخورداري از يك فرهنگ و
تاريخ اصيل و طولاني و همچنين مصادف بودن آن با حيات هستي و جان گرفتن مجدد
زمين ، از امتياز خاصي برخوردار بوده و آن را از اعياد مربوط به سال نوي
اقوام و ملل ديگر متمايز ساخته است و آيين باستاني آن فراتر از تجديد
خاطره ي يك تمدن مي باشد بلكه حلقه پيوند گذشته و حال و آينده است به
اين سبب است كه پس از ظهور اسلام در اين سرزمين فضيلت بيشتر مي يابد و در
بزرگداشت آيين و مراسم آن تاكيد ورزيده مي شود.



گفته شده است آفرينش و هبوط آدم به زمين و همچنين بعثت پيامبر اكرم ( ص ) و
خلافت حضرت علي ( ع ) نيز در اين روز آغاز گشت و ايرانيان باستان نيز
عقيده داشتند كه با حيات طبيعت روح رفتگانشان باز مي گردد و چند روزي
در سراي دنيويشان با بستگانشان مي گذرانند.



مجموعه اين عوامل باعث گرديد كه علي رغم گذر ساليان بسيار و سير پر فراز
و نشيب تاريخ، نوروز همچنان پايدار واستوار بماند ونه تنها در ايران بلكه
هر آنجايي كه فرهنگ تمدن كهن ايران اثري دارد و جاي جاي اين كره خاكي حتي
يك ايراني وجود دارد اين روز را پاس داشته و اين رسم ديرينه را شادمانه
جشن گيرند و خداوند متعال را به خاطر نعماتش شكر گويند.



نوروز در ايران


برگ برگ صفحات تاريخ اين قوم گواهي مي دهد نوروز باستاني همواره كهن
ترين سنت قوم ايراني و عزيزترين روز سال نزد ايرانيان بوده است. نوروز
برجاي مانده از روزگاري است كه جز با كمك خيال واوهام و جز به مدد
افسانه و اسطوره راهي به آن ديار نيست. در گردونه ي سالانه ي تكرار
تكرار تنها نوروز يك تنوع روحي و يك انبساز رواني است، خاصه ي قوم
ايراني كه دوام خويش را در فراز و نشيب تاريخ مديون اين سنت ديرينه و
خردمندانه است.



با طلوع اسلام در اين سرزمين نوروز زيباتر گرديد و بزرگترين حادثه تاريخ
اسلام به خصوص تشيع يعني اعلام و لايت علي ( ع ) در روز غدير خم از سوي
پيامبر اكرم ( ص ) در نخستين روز بهار مصادف با نوروز باستاني بوده است.
تشيع از همان ابتدا كه با فرهنگ ايرانيان عجين گشت، هيچگاه به نوروز بي
مهري نكرد و آن را مورد تقدير قرار داده چرا كه هر جزئي از آيين نوروز
نمادي از ستايش زيبايي و اخلاق انساني و مهر و دوستي است.



نوروز در ايران اگر چه يك سنت ملي و برآمده از روزگاران بسيار دور است
در عين حال با حال و هوايي معنوي و روحاني عجين است.

 

+نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت12:24توسط پریا | |